سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

665

تاريخ ايران ( فارسى )

را سركشى كنند . بدبختانه تنگ زاغ كه بمنزلهء شريان اصلى يا گردن بطرى حاده بود هيچوقت شكافته نشد . چه دسته‌هاى كارگر و مأموريتى كه براى تركاندن و خرد كردن كوه لازم بود تا آخر پائيز 1918 در دسترس نبود . پس از متاركهء جنگ هم عمليات موقوف شد . عمدهء كار تركاندن چهارصد پا كوه بود و انجام بقيهء كار در حدود قدرت كارگران ايرانى كه تحت نظر مهندسين اروپائى كار ميكردند بود ، ما يك جادهء اسفالته به طول شش ميل در اراضى شن‌زار ساحل دريا ساختيم . در جاهاى ديگر از وسط گدوكها و گردنه‌ها راهها بريده ، صخره‌ها را تركانده ، جاده‌ها را از سنگ‌ها پاك نموده ، پل‌هاى جديد ساخته و يا قديمىها را مرمت نموديم . ولى ما بواسطهء مخارج عظيم جادهء كاملى درست نكرديم . زيرا با وجود كمبود مواد و لوازم بويژه آب براى كوبيدن و سفت كردن جاده ، كمبود آذوقه و خواربار و نيز كارگر انجام آن مشكل بود . اتومبيل‌هاى سوارى به آسانى از سطح سخت جاده عبور مينمودند ، ولى باركش‌هاى بزرگ و سنگين در جاده فرورفته شيار عميقى باقى ميگذاشتند . روشن‌تر بگويم راههاى جنوب ايران فقط براى وسائل حمل و نقل سبك مناسب و براى بارىهاى سنگين نامناسب بودند . شورش در كازرون تازه ما به زحمت توانسته بوديم كه ژاندارمرى را تحويل بگيريم و افسران انگليسى مذكور هم تازه از كازرون مراجعت كرده بودند كه مواجه با يك وضعيت بسيار مشكلى شديم . ما در اول مدارك و دلائلى از يك توطئهء وسيعى بر ضد خودمان كه تحت نظر صولت با كمك عده‌اى از افسران ژاندارمرى و يكى از افسران عمدهء قوام صورت گرفته بود بدست آورديم . سه افسر ايرانى كه سر حلقهء توطئه بودند توقيف شدند . قونسول انگليس قوام را تحريك به اخراج مشاور خطرناك خود نمود . اين توطئه به نتيجه نرسيد . چندين سال پيش ناصر ديوان يكى از سران كازرون شورشى برعليه ژاندارمرى كرده بود . در موقع حاضر اين مرد بطوريكه بعدها بر ما محقق شد كه توسط صولت اغوا شده بود خائنانه به پادگان پليس جنوب حمله برده و آنها را لخت نموده و فرار كرد . درعين‌حال فرماندار را نيز گرفته و حبس نمودند . نامبرده با قبائل متمرد و ياغى كه پشت